Facebook Twitter Pinterest Linkedin Google + Email Whatsapp Telegram

 با خلاقیت و موقعیت شناسی درست جوانی در روستای بزم در کشورمان، روستایی نچندان حاصلخیز و کم جاذبه در کتاب راهنمای گردشگری یونسکو، عنوان شگفت انگیزترین تجربه گردشگری ایران را از آن خود کرده و این روستا را محلی ویژه برای گردشگران و صنعت توریسم کند.

شاید اتفاقی که برای کمتر کسی ممکن است در زندگی اش پیش بیاید و تحولی اساسی برای خودش و کشورش باشد.جوانی که از کودکی به دست فروشی مشغول بوده و در سن ۳۸ سالگی با درآمد اندکش زندگی همسر و دو فرزندش را می چرخاند . عباس برزگر در روستای خویش به کار نان خشکی مشغول بود تا یک شب بارانی که به دو جوان آلمانی و مترجمشان برخورد کرد، وقتی متوجه خستگی و آشفتگی گردشگران شد آنها را برای استراحت به محل زندگی اش دعوت کرد تا میهمان آنها باشند . او با زبان خویش اینگونه برای دیگران تعریف میکند :

“در یک شب بارانی و تاریک در روستایمان به دو گردشگر خارجی و مترجمشان برخوردم که بینهایت خسته و سرگردان و کلافه بودند. آنها را به خانه مان دعوت کردم. شامی که درخور دو میهمان خارجی و غریبه باشد نداشتیم و مجبور شدم همان سفره فقیرانه خودمان را برایشان پهن کنم و همان دمپختک گوجه فرنگی که همسرم برای خودمان پخته بود، برایشان بیاورم.

سپس آنها را به یک چای آتشی دعوت کردیم و تنها رختخواب های خانه را برای میهمانان خارجیمان مهیا کردیم و خودمان روی زمین خوابیدیم. قبل از خواب متوجه شدم یکی از آن خارجی ها که پسر جوان ۲۰ ساله ای بود بسیار ناراحت و پکر است. از مترجمشان علت ناراحتی اش را پرسیدم و اینکه آیا در خانه ما به او خوش نمیگذرد؟ مترجم جواب داد که فردا تولد این پسر جوان است و او از اینکه از خانه و کشور و خانواده اش دور است غمگین است در همین هنگام دختر و پسر کوچکم که شاهد گفتوگوی ما بودند نقشه جالبی کشیدند که باعث شد میهمانانمان بسیار هیجانزده و خوشحال شوند.

علی و زهرا فردای آن روز قلکشان را شکستند و تمام پول آن را به راننده آژانس روستا سپردند تا از شیراز برایشان کیک کوچکی بخرد. آنها سپس میز چرخ خیاطی مادرشان را برداشتند و با پهن کردن قشنگترین ملحفه گلدار خانه روی آن جشن تولد کوچکی برای آن پسر خارجی گرفتند و اسباب بازی های خودشان را به او هدیه دادند.

این موضوع به قدری پسر خارجی را هیجانزده کرد که شروع به فیلمبرداری از این صحنه کرد. بعدها متوجه شدیم پدر آن پسر کارگردان تلویزیون است و مادرش روزنامه نگار است و آنها این موضوع را رسانها ی کرده اند و خارجی های زیادی خواستار سفر به ایران و حضور در خانه ما شده اند. “

عباس میگوید: “کار خاصی انجام ندادم تنها گردشگران خارجی را مانند اقوام و فامیل خودم در خانه پذیرایی کرده ام, با غذاهای محلی خودمان, چای آتشی، ماست و پنیر گوسفندی البته میهمانان هم توقع زیادی نداشتند تنها می خواستند چند روز زندگی روستایی در ایران را تجربه کنند.

عباس برزگر میهمانانش را به تماشای علف چینی و میوه چینی روستاییان می برد، در عروسی ها و حنابندان های روستایی میهمان می کند و به شب نشینی های همولایتی هایش کنار آتش دعوت می کند. با آنها سیب زمینی کباب شده و چای آتشی می خورد. گاهی هم میهمانانش با او شیر می دوشند و کشک درست می کنند اما این تمام کاری نیست که خانواده برزگر انجام می دهند.

من با میهمانانم صادق هستم و هیچوقت نخواستم آنها را فریب بدهم یا چند برابر قیمت واقعی چیزی را به آنها بفروشم. صنایع دستی و تمام سوغات روستایی که در فروشگاه ام گذاشته ام برای مشتریان ایرانی و خارجی یک قیمت دارد. من از ناآگاهی آنها نسبت به بازار ایران و قیمت هایش سوءاستفاده نکرده ام. “


abbass

او همچنین راجع به صنعت گردشگری که در روستایش راه اندازی کرده گفته:

“دهکده گردشگری عباس برزگر متشکل از چند خانه روستایی با ۱۲۰۰ متر مساحت است که سه اتاق آن با ۷۰۰ سال قدمت و طراحی به سبک زندگی روستایی ایران در ۷۰۰ سال قبل گران‌ترین اتاق‌های این دهکده به شمار می‌آیند. غیراز این در این دهکده مزرعه، دامداری، باغ میوه، فروشگاه صنایع دستی عشایر، فروشگاه داروهای گیاهی و عرقیات گیاهی هم وجود دارد و محصولات غذایی میهمانان به صورت مستقیم از این مزارع و دامداری‌ها تامین می‌شوند.

کرایه این اتاق‌ها شبی ۶۰۰ یورو است و سالی ۸‌هزار گردشگر به دهکده ما می‌آیند. البته تمام این کرایه‌ها به جیب من نمی‌رود و بین تمام اهالی روستای بزم که در پذیرایی از میهمانان به من کمک می‌کنند تقسیم می‌شود. من حتی سعی می‌کنم برای خرید مایحتاج میهمانانم از تمام مغازه‌های روستا خرید کنم که سود حاصل از آن به جیب همه برود.”

او می‌گوید: برای غذای میهمانانش سنگ ‌تمام می‌گذارد. تمام غذاها از باکیفیت‌ ترین و مرغوب‌ترین مواد اولیه محلی و روستایی تهیه می‌شوند. ١٠ دقیقه پیش از غذا از مزرعه برای میهمانانش سبزیجات تازه می‌چیند و صبح‌ها قبل از طلوع آفتاب عسل تازه از کندو خارج می‌کند و سرمیز صبحانه می‌برد.

میهمانانش در دفتر یادگاری هتلش نوشته‌اند «احساس می‌کنند در کنار خانواده خود زندگی می‌کنند.» و این تفاوت اساسی کسب و کار عباس برزگر با دیگرانی است که اعتماد مشتریان خود را خدشه‌دار می‌کنند.
او همچنین در مورد فرزندان خود می گوید :
“بچه‌هایم بارها به‌عنوان کوچک‌ترین راهنمایان گردشگری ایران مورد تشویق قرار گرفتند و یک دانشگاه در فرانسه به دخترم زهرا دکترای افتخاری گردشگری اعطا کرد. آنها در حال حاضر در دهکده گردشگری‌مان از میهمانان پذیرایی می‌کنند اما در آینده هم تصمیم دارند همین رشته را در دانشگاه بخوانند.”

و اتفاق جالب دیگری که برای این جوان مبتکر افتاد این بود که چند توریست ِ زن اسپانیایی از امارات به قصد حضور در منطقه توریستی “بوانات” که عباس فراهم کرده و آوازه آن در جهان پیچیده بود می آمدند. توریست هایی که به بوانات آمدند به شدت به گردش با سافاری در اطراف منطقه توریستی بوانات علاقه مند بودند.

اما عباس برزگر چون خودروی مناسبی برای ۱۶ نفر توریست نداشت، تنها با لندرور قدیمی و زوار در رفته ای که نمی شد به آن اعتماد کرد، آنها را به این گردش برد و به اصرار توریست ها هر ۱۶ نفر در لندرور و نیز روی سقف ماشین نشستند اما اتفاقی پیش بینی نشده برای یکی از توریست ها به وجود آمد.

در میانه راه و در حال گذشتن از رودخانه ای که دو روستا را از هم جدا می کند یکی از دخترهای اسپانیایی از روی لندرور می افتد با کمر به زمین می خورد.عباس برزگر که مسوولیت جان توریست ها را هم دارد نگران وضعیت به وجود آمده می شود و تصمیم می گیرد دختر را به دست یکی از اهالی بومی منطقه بسپرد تا با داروهای گیاهی مشکل او را بر طرف کند.پیر زنی در آن اطراف در عرض نیم ساعت مشکل توریست زن را حل می کند به طوری که مشکل حادی به وجود نمی آید.

بعدها این گروه توریست که در بوانات تجربه ای بی نظیر و ماندگار را کسب می کنند در گزارش ها و مقالات متعددی در روزنامه های اسپانیایی شرح ماجرا و مهمان نوازی عباس برزگر و اهالی روستای بوانات را می نویسند.

Facebook Twitter Pinterest Linkedin Google + Email Whatsapp Telegram

About the author

If I want to describe myself in one or two sentences; I can say art, imagination, reading, traveling and experiencing are like blood in my veins. The educational part of Venus refers to logic, binary numbers, hardware and computer world, which combines with my artistic character. Come with Destinia and explore the world with me!

Related

JOIN THE DISCUSSION